سوالات حقوقی


از بهمن ۹۸ تا آخر شهریور ۱۴۰۰ در کابینت سازی چوبی کار میکردم و از بهمن ۹۹ تاآخر تیر ۱۴۰۰ بیمه رد کرده و ۹ تا ۱۱ مرداد مریض و برگه استراحت دارم که ۱۰ مرداد بازرس آمده و کارفرما گفته از یکم ترک کار کرده و در لیست مرداد ترک کار نوشته وشهریور هم بیمه رد نکرده و آخر شهریور اخراج شدم ومدرکی جز لیست.بیمه و دوبار بازرسی در سال ۹۹ برج ۵ و ۸ ندارم حقوق روزی ۶۰ و ۷۰ هزار تومان و بعد عید ۸۰ هزارتومان که بصورت نقدی می‌گرفتم که البته سه ماه آخر را بدهکار است ؛ درضمن ۲۰ / ۷ دادخواست دادم و ۹/ ۹ جلسه ولی اشتباهاتی در دادخواست نوشته بودم و به اداره رفتم چند روز پیش گفتند انصراف بده و دوباره بنویس ؛ لطفاً راهنمایی کنید دادخواست و را چطور مطرح کنم ؟ و چه چیزی باید بنویسم ؟ چطور شکایت از کارفرما رو ثبت کنم و برای برگشت به کار باید چه کاری انجام دهم؟ با تشکر .

اطلاع از نکات مهم بازگشت به کار و اخراج غیر قانونی کارگر

پاسخ –  چطور می شود بابت برگشت به کار از کارفرما شکایت کرد ؟

  • با توجه به این‌که دادخواست بازگشت به کار می‌بایست ظرف مدت ۳۰ روز کاری از آخرین روزی‌که در کارگاه مشغول به کار بوده‌اید به ثبت برسد چنانچه در دادخواست اولیه خود موضوع بازگشت به کار مطرح‌نشده باشد دوباره نمی‌توانید دادخواست بازگشت به کار بدهید.
  • بهترین راه‌ حل در مواقعی که موارد مورد ادعای شما از قلم می‌افتد استفاده از ظرفیت قانونی است به نام افزایش خواسته که با استناد به ماده ۶۳ آیین دادرسی کار تا پایان اولین جلسه دادرسی می‌توانید موارد خواسته را افزایش داد. تا پایان رسیدگی نیز می‌توانید نسبت به کاهش موارد خواسته اقدام نمایید.
  • لازم به توضیح است که کارگران متقاضی بازگشت به کار در موارد خواسته عنوان بازگشت بکار، حق‌السعی ایام بلاتکلیفی و بیمه را درخواست نموده و بقیه مطالبات کارگر بعد از تعیین تکلیف در خصوص بازگشت به کار قابل رسیدگی است.

پاسخ داده شده توسط کارشناس روابط کار : جناب آقای خلخالی

راه های تماس و مشاوره با وکیل متخصص اداره کار


چنانچه سند ملکی از طرف پدر به نام مادرانتقال داده شده حال پدر فوت کرده و یکی از دختران با سواستفاده از بیسوادی مادر او را جهت دادن وکالت بلاعزل به دفترخانه برده و با همکاری دفترخانه سند را بصورت قطعی بنامش کرده حالا ورثه متوجه شدند چه اقدامی برای رسیدن به حقوقشان می‌توانند انجام دهند؟

اطلاع از موارد منتفی شدن و ابطال وکالت بلاعزل

پاسخ – اگر دختر از بیسوادی مادرش سوء استفاده کند و ملک را به خود انتقال دهد چه باید کرد ؟

  • در نظام حقوقی ما اراده امری است که از دو عنصر مستقل قصد و رضا تشکیل می شود و فقدان هریک، اثری متفاوت با دیگری بر عقد دارد. 
  • وجود قصد حین انعقاد عقد ضروری است و فقدان آن مانع تحقق عقد است. علاوه بر این، حالت هایی چون خواب، بیهوشی، مستی و موارد عدم انطباق قصد طرفین عقد بر یکدیگر در حکم فقدان قصد می باشد.
  • قصد انشاء ریشه و منشا ایجاد روابط حقوقی و ایجاد آثاری است که طرفین، عقد را برای آن هدف محقق کرده اند. منظور از قصد، قصد تحقق عقد یا به عبارتی قصد ایجاد ماهیت حقوقی یـا قصـد انشاء است.
  • بنابراین، آثار عقود  وقتی جاری می شود که قصد ایجاد آثار مزبور از سوی طرفین عقد انشا شده است. 
  • قصد هرچنـد برای برای تحقق عقد و ایقاعات ضروری است، ولی ایـن بـه معنـای آن نیسـت کـه قصد به تنهایى براى ایجاد عقد و معامله کافى است، بلکه آن اراده باطنی نیـاز بـه مبـرز  دارد؛ یعنـى طـرفین معامله باید قصد و رضاى باطنى خود را به وسیلۀ لفظ یا عملـى اظهـار و ابـراز نماینـد، وگرنـه نقـل و انتقـالى صورت نخواهد گرفت.
  • به موجب ماده ۱۹۱ قانون مدنی عقد محقق می‌ شود به قصد انشاء به شرط مقرون بودن به چیزی که دلالت بر قصد کند. بنابراین، آنچه به تحقق عقد می انجامد وجـود قصـد انشاسـت اما قصد چون یک امر درونی و ذهنی است، باید با وسیله ای ابراز گردد تا در ایجاد آثار حقوقی مؤثر واقع شود.
  • لازم به ذکر است که اعلام اراده با هر وسیله که بتواند بر آن دلالت کند قابل تحقق است.علاوه بر وجود قصد، اراده ای موثر است که معیوب نباشد و با اختیار و آگاهی اعلان شده باشد.
  • با توجه به ماده ۱۹۹ قانون مدنی رضای حاصل در نتیجه اشتباه یا اکراه موجب نفوذ معامله نیست. بنابراین، عیب اراده منحصر به اکراه و اشتباه است. اکراه موجب عدم نفوذ معامله است.
  • با وجود اینکه قانون مدنی در شرایط اساسی صحت معاملات، اشتباه را یکی از عیوب رضا تلقی کرده و حکم به عدم نفوذ قرارداد مبتنی بر رضای حاصل در نتیجه اشتباه داده است، اما هرگاه اشتباه سبب دوگانگی مقصود و واقع شود و به قصد انشاء صدمه رساند مانع تحقق تراضی است و موجب بطلان عقد است. از طرف دیگر، اشتباه اگر در وصفی مهم اما غیر اساسی عقد رخ دهد اشتباهی است که موجب ایجاد حق فسخ میگردد نه سبب بطلان قرارداد.

پاسخ به پرسش سوء استفاده دختر از بیسوادی مادر

♦  در خصوص پرسشی که در رابطه با سوء استفاده یک دختر از بیسوادی مادر مطرح نمودید باید گفت بیسوادی زمانی موجبی برای بطلان عقد می گردد که ثابت گردد شخص اصلا قصدی برای انجام آن عمل حقوقی نداشته است. در صورتی که فقدان قصد مادرتان ثابت گردد، آن معامله از ابتدا باطل است.

♦  لازم به ذکر است که اثبات عدم قصد مادرتان برای انجام عمل حقوقی مذکور امری است دشوار و صرف بیسواد بودن ایشان نمی تواند موجبی برای بطلان عقد باشد. بهتر است اگر در تبانی خواهرتان و سواستفاده ی او از بیسوادی مادرتان در انتقال اموال اطمینان دارید، با وکیلی مجرب در خصوص دعوی بطلان معامله به علت فقدان قصد مشورت نمایید.

اطلاع از راه های انحلال و پایان دادن عقد وکالت در وکالتنامه

مستندات قانونی – ضمانت اجرای سوء استفاده از بیسوادی افراد

ماده ۱۹۱ قانون مدنی
عقد محقق می‌شود به قصد انشاء به شرط مقرون بودن به چیزی که دلالت بر قصد کند.
ماده ۱۹۲ قانون مدنی
در مواردی که برای طرفین یا یکی از آنها تلفظ ممکن نباشد اشاره که مبین قصد و رضا باشد کافی خواهد بود.
ماده ۱۹۳ قانون مدنی
انشاء معامله ممکن است به وسیله عملی که مبین قصد و رضا باشد مثل قبض و اقباض حاصل گردد مگر در مواردی که قانون استثناء‌کرده باشد.
ماده ۱۹۴ قانون مدنی
الفاظ و اشارات و اعمال دیگر که متعاملین به وسیله آن انشاء معامله می‌نمایند باید موافق باشد به نحوی که احد طرفین همان عقدی را‌ قبول کند که طرف دیگر قصد انشاء او را داشته است و الا معامله باطل خواهد بود.
ماده ۱۹۵ قانون مدنی
اگر کسی در حال مستی یا بیهوشی یا در خواب معامله نماید آن معامله به واسطه فقدان قصد باطل است.
ماده ۱۹۶ قانون مدنی
کسی که معامله میکند آن معامله برای خود آن شخص محسوب است مگر اینکه در موقع عقد خلاف آن را تصریح نماید یا بعد خلاف‌ آن ثابت شود معذلک ممکن است در ضمن معامله که شخص برای خود میکند تعهدی هم به نفع شخص ثالثی بنماید.
ماده ۱۹۷ قانون مدنی
در صورتی که ثمن یا مثمن معامله عین متعلق به غیر باشد آن معامله برای صاحب عین خواهد بود.
ماده ۱۹۸ قانون مدنی
ممکن است طرفین یا یکی از آنها به وکالت از غیر اقدام بنماید و نیز ممکن است که یک نفر به وکالت از طرف متعاملین این اقدام را به عمل آورد.
ماده ۱۹۹ قانون مدنی
رضای حاصل در نتیجه اشتباه یا اکراه موجب نفوذ معامله نیست.
ماده ۲۰۰ قانون مدنی
اشتباه وقتی موجب عدم نفوذ معامله است که مربوط به خود موضوع معامله باشد.
ماده ۲۰۱ قانون مدنی
اشتباه در شخص طرف به صحت معامله خللی وارد نمی‌آورد مگر در مواردی که شخصیت طرف علت عمده عقد بوده باشد.
ماده ۲۰۲ قانون مدنی
اکراه به اعمالی حاصل میشود که موثر در شخص با شعوری بوده و او را نسبت به جان یا مال یا آبروی خود تهدید کند به نحوی که عادتا ‌قابل تحمل نباشد. درمورد اعمال اکراه‌آمیز سن و شخصیت و اخلاق و مرد یا زن بودن شخص باید در نظر گرفته شود.
ماده ۲۰۳ قانون مدنی
اکراه موجب عدم نفوذ معامله است اگرچه از طرف شخص خارجی غیر از متعاملین واقع شود.
ماده ۲۰۴ قانون مدنی
تهدید طرف معامله در نفس یا جان یا آبروی اقوام نزدیک او از قبیل زوج و زوجه و آباء و اولاد موجب اکراه است. در مورد این ماده‌ تشخیص نزدیکی درجه برای موثر بودن اکراه بسته به نظر عرف است.
ماده ۲۰۵ قانون مدنی
هر گاه شخصی که تهدید شده است بداند که تهدید کننده نمیتواند تهدید خود را به موقع اجرا گذارد و یا خود شخص مزبور قادر باشد بر‌ اینکه بدون مشقت اکراه را از خود دفع کند و معامله را واقع نسازد آن شخص مکره محسوب نمیشود.
ماده ۲۰۶ قانون مدنی
اگر کسی در نتیجه اضطرار اقدام به معامله کند مکره محسوب نشده و معامله اضطراری معتبر خواهد بود.
ماده ۲۰۷ قانون مدنی
ملزم شدن شخص به انشاء معامله به حکم مقامات صالحه قانونی اکراه محسوب نمی‎شود.
ماده ۲۰۸ قانون مدنی
مجرد خوف از کسی بدون آنکه از طرف آن کس تهدیدی شده باشد اکراه محسوب نمی‎شود.
ماده ۲۰۹ قانون مدنی
امضاء معامله بعد از رفع اکراه موجب نفوذ معامله است.


پاسخ داده شده توسط کارشناس حقوقی ما 

راه های تماس و مشاوره با وکیل متخصص عقود وقراردادها 


آیا ثبت ازدواج موقت بین مرد متاهل و زن مطلقه الزامی است ؟

پاسخ – در چه مواردی ثبت ازدواج موقت الزامی است ؟

  • برابر ماده ۱۰۶۲ قانون مدنی، نکاح به هر لفظ که صریحا دلالت بر قصد ازدواج کند واقع می شود و وقوع آن منوط به هیچ تشریفات دیگری نخواهد بود.
  • بنابراین ممکن است نکاح بدون هیچ سند رسمی واقع شود اما به دلیل اینکه در صورت اختلاف در اثبات نکاح به آسانی اثبات آن ممکن نخواهد بود ،قانونگذار  ثبت ازدواج در دفترخانه رسمی را الزامی دانسته است و در صورت عدم ثبت آن مجازات کیفری در نظر گرفته است. (ماده۶۴۵ قانون مجازات اسلامی) 
  • اما این ضمانت اجرای کیفری مختص ازدواج دائم است و برای نکاح موقت قانونگذار سکوت کرده بود که قرینه ای بر عدم لزوم ثبت نکاح موقت بود که از این نظر قابل ایراد بود.

پاسخ به سوال موارد الزام ثبت ازدواج موقت

♦  قانون جدید حمایت از خانواده در مقررات خود برای عدم ثبت نکاح دائم و در شرایطی نکاح موقت نیز ضمانت اجراهای کیفری در نظر گرفته است ماده ۴۹ قانون حمایت از خانواده بدان تصریح دارد. 
♦  همچنین ماده۲۱ قانون حمایت از خانواده در سه مورد ثبت نکاح موقت را لازم دانسته و برای عدم ثبت آن مقررات کیفری در ماده ۴۹ همین قانون در نظر گرفته است. 
♦  موارد لزوم ثبت نکاح موقت عبارت است از : باردار شدن زوجه – شروط ضمن عقد – توافق طرفینغیر از موارد فوق دیگر لزومی به ثبت نکاح موقت وجود ندارد و مقرراات کیفری و مدنی برای آن در نظر گرفته تشده است که البته صواب این بود که به طور مطلق ثبت نکاح موقت را لازم میدانست که از بروز هر گونه اختلاف جلوگیری شود.

مستندات قانونی – موارد الزام ثبت ازدواج موقت

ماده ۱۰۶۲ قانون مدنی
نکاح واقع می شود به ایجاب و قبول با الفاظی که صریحا دلالت بر قصد ازدواج نماید.
ماده ۶۴۵ قانون مجازات اسلامی
به منظور حفظ کیان خانواده، ثبت واقعهٔ ازدواج دائم، طلاق و رجوع طبق مقررات الزامی است، چنان چه مردی بدون ثبت در دفاتر رسمی مبادرت به ازدواج دائم، طلاق و رجوع نماید به مجازات حبس تعزیری تا یک سال محکوم می‌گردد.

ماده ۴۹ قانون حمایت خانواده ۱۳۹۱
چنانچه مردی بدون ثبت در دفاتر رسمی به ازدواج دائم، طلاق یا فسخ نکاح اقدام یا پس از رجوع تا یک ماه از ثبت آن خودداری یا در مواردی که ثبت نکاح موقت الزامی است از ثبت آن امتناع کند، ضمن الزام به ثبت واقعه به پرداخت جزای نقدی درجه پنج و یا حبس تعزیری درجه هفت محکوم می‌شود. این مجازات در مورد مردی که از ثبت انفساخ نکاح و اعلام بطلان نکاح یا طلاق استنکاف کند نیز مقرر است.

ماده ۲۱ قانون حمایت خانواده ۱۳۹۱
نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران در جهت محوریت و استواری روابط خانوادگی، نکاح دائم را که مبنای تشکیل خانواده است مورد حمایت قرار می‌دهد. نکاح موقت نیز تابع موازین شرعی و مقررات قانون مدنی است و ثبت آن در موارد زیر الزامی است:
۱- باردارشدن زوجه
۲- توافق طرفین
۳- شرط ضمن عقد
تبصره – ثبت وقایع موضوع این ماده و ماده (۲۰) این قانون در دفاتر اسناد رسمی ازدواج یا ازدواج و طلاق مطابق آیین‌نامه‌ای است که ظرف یک ‌ سال با پیشنهاد وزیر دادگستری به تصویب رئیس قوه قضائیه می‌رسد و تا تصویب آیین‌نامه مذکور، نظامنامه های موضوع ماده (۱) اصلاحی قانون راجع به ازدواج مصوب ۱۳۱۶/۰۲/۲۹ کماکان به قوت خود باقی است.


پاسخ داده شده توسط کارشناس حقوقی ما 

راه های تماس و مشاوره با وکیل متخصص دعاوی خانواده


سلام.سه ماهه یه خونه رو اجاره کردم.ده روز پیش دیوار حیاط به روی ماشینم فرو ریخت و بیست میلیون خسارت دیدم.ایا میتوانم از صاحبخانه شکایت کنم و خسارت ناشی از ریزش دیوار رو ازش بگیرم ؟کارشناس اومده و تامین دلیل زدم.ممنون که راهنمایی میکنید.

پاسخ – آیا می توان بابت ریزش دیوار از صاحب آن خسارت گرفت ؟

  • برای اینکه مستاجر بتواند در منافعی که به او تملیک شده است تصرف کند باید مورد اجاره را در اختیار داشته باشد و این امر به طور معمول با تسلیم عین به او صورت می گیرد پس طبیعی است که قدرت بر تسلیم عین مستاجره شرط درستی و صحت عقد باشد.
  • موجر باید مورد اجاره را چنان تسلیم مستاجر کند که بتواند استفاده مطلوبه را بکند (ماده ۴۷۷ قانون مدنی) .
  • در اجاره بین هزینه های لازم برای نگاهداری عین و مخارج مربوط به انتفاع تفاوت گذارده نشده است و همه بر عهده موجر است.
  • مبنای تعهد موجر این است که چون در برابر گرفتن اجاره ملتزم شده است که قابلیت انتفاع را از عین در اختیار مستاجر گذارد باید تعمیرات و مخارج لازم را بر عهده بگیرد؛ اما همانطور که در متن ماده ۴۸۶ قانون مدنی امده است این قاعده در زمره قواعد تکمیلی است نه آمره و طرفین عقد اجاره می توانند خلاف ان را توافق کنند. 
  • حدود این تعهد در انجام تعمیرات برای نگاهداری عین تا جایی است که بتوان مورد اجاره را با تحمیل هزینه های متعارف برای انتفاع آماده نگه داشت اگر عین مستاجره در نتیجه حوادث قهریه یا فرسودگی از بین برود و با ناچار به خراب کردن آن شوند موجر وظیفه ای در تجدید بنا آن ندارد. 
  • هرگاه خودداری موجر از پاره ای تغییرها باعث خرابی عین و ضرر او شود  به تعهدات خود جهت بهره برداری از عین عمل نکرده است و نوعی مزاحمت از بهره برداری مستاجر محسوب خواهد شد(ماده ۴۸۴ و ۴۸۵ قانون مدنی) 

پاسخ به پرسش مطرح شده در خصوص مسئول پرداخت خسارت ریزش دیوار در خانه استیجاری

خودداری موجر از تعمیرات اساسی که مانع از بهره برداری کامل مستاجر از عین مستاجره می شود را نوعی تخلف از انجام تعهدات موجر می نامند؛ خرابی دیوار ناشی از عدم انجام تعمیرات اساسی جهت انتفاع خواهد بود و نوعی مسولیت قراردادی برای موجر تلقی خواهد شد 
اما این سهل انگاری باعث ایجاد تخریب و اسیب به خودرو مستاجر شده است که در پارکینگ مورد اجاره قرار داشت پارکینگ که خود ازتوابع مورد اجاره محسوب میشود و دیوار آن نیز جز مورد اجاره.
پس طبق قواعد مربوط به مسولیت مدنی و قواعد لاضرر موجر به دلیل سهل انگاری ضمان قهری را ایجاد کرده است و موظف است وضع را به حالت سابق در اورد؛ به همین جهت ابتدا اظهارنامه ای رسمی با مخاطب شخص موجر تنظیم کرده و موارد تعمیر عین مستاجره به جهت انتفاع کامل از مورد اجاره و در ثانی پرداخت خسارت های ناشی از تخریب خودرو به واسطه ریزش دیوار را نیز در اظهارنامه خود قید کنید و دادخواستی به طرفیت موجر به الزام به ایفای تعهدات خود جهت انتفاع از عین مستاجره و پرداخت خسارت های خارج از قرارداد تخریب خودرو به واسطه ریزش خودرو مقوم به بیست میلیون تومان تنظیم و به شورای حل اختلاف تقدیم نمایید. 

مستندات قانونی – مسئول پرداخت خسارت ریزش دیوار

ماده ۴۸۴ قانون مدنی
موجر نمیتواند در مدت اجاره در عین مستاجره تغییری دهد که منافی مقصود مستاجر از استیجار باشد.

ماده ۴۸۵ قانون مدنی
اگر در مدت اجاره در عین مستاجره تعمیراتی لازم آید که تاخیر در آن موجب ضرر موجر باشد مستاجر نمیتواند مانع تعمیرات مزبوره‌ گردد اگر چه در مدت تمام یا قسمتی از زمان تعمیر نتواند از عین مستاجره کلاً یا بعضاً استفاده نماید در این صورت حق فسخ اجاره را خواهد داشت.

ماده ۴۸۶ قانون مدنی
تعمیرات و کلیه مخارجی که در عین مستاجره برای امکان انتفاع از آن لازم است به عهده مالک است مگر آنکه شرط خلاف شده یا‌ عرف بلد بر خلاف آن جاری باشد و همچنین است آلات و ادواتی که برای امکان انتفاع از عین مستاجره لازم میباشد.

ماده ۴۷۷ قانون مدنی

موجر باید عین مستاجره را در حالتی تسلیم نماید که مستاجر بتواند استفاده مطلوبه را بکند.

‌ماده ۱ قانون مسولیت مدنی
هر کس بدون مجوز قانونی عمداً یا در نتیجه بی‌احتیاطی به جان یا سلامتی یا مال یا آزادی یا حیثیت یا شهرت تجارتی یا به هر حق دیگر‌که به موجب قانون برای افراد ایجاد گردیده لطمه‌ای وارد نماید که موجب ضرر مادی یا معنوی دیگری شود مسئول جبران خسارت ناشی از عمل خود‌می‌باشد.


پاسخ داده شده توسط کارشناس حقوقی ما


با سلام. بنده ۱۰سال پیش زمینی را از کسی که وکالت از موکل داشت را خریدم و وکیل مالک اصلی زمین در دفترخانه به بنده وکالت داد (حق توکیل داشت) بعد از انتقال وکالت به نام بنده، بنده نیز بعد از مدتی زمین مذکور را با قرارداد عادی به شخص دیگری فروختم بعد از این نقل و انتقال موکل اول فوت کرد الان وراث موکل ادعای مالکیت زمین راکرده اند وعلیه بنده اقامه دعوی نموده اند آیا امکان داره بنده و وکیل اول عزل و موضوع وکالت به وراث عودت یابد؟

اطلاع از شرایط و ویژگیهای خرید و فروش وکالتی ملک

امکان عزل وکیل وعودت ملک توسط وراث پس از فوت موکل

  • وکالت عقدی است جایز و هر لحظه موکل یا وکیل می توانند آن را بهم بزنند و لزومی هم ندارد برای برهم زدن توافق یا تراضی حاصل شود و تعیین مدت هم تاثیری در جایز ماندن عقد وکالت ندارد.که ماده ۶۷۹ قانون مدنی نیز موید این نظر است.
  • عقد وکالت در مواردی که قانون بیان داشته است مرتفع می شود :

۱- به عزل موکل

۲- استعفای وکیل

۳- به موت و جنون وکیل یا موکل. 

  • موارد دیگری نیز ناظر بر انحلال قهری و بدون احتیاج به تصمیم خاص قانون است. 
  • ماده ۶۸۳ قانون مدنی نیز از بین رفتن متعلق وکالت را از موارد منفسخ شدن عقد وکالت دانسته است و وقتی موکل عمل مورد وکالت را انجام داده باشد یعنی به عهد خود وفا کرده است و وفای به عهد یا کمال تعهد از موارد سقوط تعهدات نیز محسوب خواهد شد.
  • شرط وکالت ضمن عقد لازم ممکن است به صورت شرط نتیجه یا شرط فعل باشد که در اینجا موضوع ما شرط نتیجه است مثلا در عقد بیعی مشتری به صرف انعقاد عقد وکیل در انجام یک کاری بشود ؛ در اینجا مشتری به صرف انعقاد عقد و قرارداد بیع وکیل در انجام کار معین خواهد شد. 
  • و چنین شرط وکالتی که ضمن عقد لازم خارج  تراضی می شود، حق انجام مورد وکالت توسط خود موکل را از بین نمی برد و خود شخص موکل نیز این حق دارد که عمل مورد وکالت را انجام دهد.

پاسخ به پرسش مخاطب در خصوص امکان عزل وکیل وعودت ملک توسط وراث پس از فوت موکل

♦  موکل اول وکالتی به شخصی داده است برای فروش خانه خود و شخص وکیل به نیابت و نمایندگی قانونی از طرف مالک خانه را به شما فروخته است یعنی مورد وکالت به طور کامل انجام شده است و وفای عهد انجام شده است و وفای به عهد از سقوط تعهدات محسوب می شود و عقد وکالت هم به تبع انجام مورد تعهد منفسخ خواهد شد و تعهدی بر گردن هیچ یک از موکل و وکیل نخواهد بود. 
♦  صحیح است که در اثر فوت هر یک از موکل یا وکیل، عقد وکالت باطل خواهد شد و وکیل دیگر سمتی برای انجام مورد وکالت ندارد و وراث موکل هم احتمالا بر همین ظن خواهان استرداد ملک هستند و گمان می کنند که چون مورث آنها فوت کرده است پس عقد وکالت نیز باطل است و وکیل به طور فضولی و بدون داشتن نمایندگی این ملک را انتقال داده است و ملک باید استرداد شود اما وکیل در زمان حیات موکل و بدون اینکه عارضه ای از قبیل جنون سفه یا موت بر هر یک از موکل و وکیل حادث شود و در حدود اختیار خود مورد وکالت را انجام داده است و ملک هم فروخته شده است و عقد بیع هم طبیعتا عقدی لازم است و هیچ یک طرفین هم حق بر هم زدن آن را ندارند. 

تاثیر فوت در صحت معامله و وکالتنامه بلاعزل

مستندات قانونی – فوت وکیل و عودت معامله توسط وراث

ماده ۶۵۶ قانون مدنی

وکالت عقدی است که به موجب آن یکی ازطرفین طرف دیگررا برای انجام امری نایب خودمی نماید. 

ماده ۶۶۲ قانون مدنی

وکالت باید در امری داده شود که خود موکل بتواند آن را بجا آورد وکیل هم باید کسی باشد که برای انجام آن امراهلیت داشته باشد
ماده ۶۷۸ قانون مدنی

وکالت بطریق ذیل مرتفع می شود :

۱)به عزل موکل .

۲)به استعفای وکیل

۳)به موت یا به جنون وکیل یا موکل

ماده ۶۷۹ قانون مدنی

موکل می تواند هر وقت بخواهد وکیل راعزل کند مگراینکه وکالت وکیل با عدم عزل در ضمن عقد لازمی شرط شده باشد. 

ماده ۶۸۳ قانون مدنی

هرگاه متعلق وکالت ازبین برود یا موکل عملی را که مورد وکالت است خود انجام دهد یا بطورکلی عملی که منافی با وکالت وکیل باشد بجا‌ آورده مثل اینکه مالی را که برای فروش آن وکالت داده بود خود بفروشد وکالت منفسخ می شود.


پاسخ داده شده توسط کارشناس حقوقی ما

مشاوره با وکیل متخصص جهت تنظیم قرارداد​​​​​​​ – وکیل قرارداد

سلام.همسرم از خانه برادرم که آنها مهمانی بودن با کلیدی که از قبل ساخته وارد خونشون میشه و ۲۳ سکه طلا میدزده برادرم شک کرده بود و حکم جلب شوهرم رو گرفت و بازداشت شد در آگاهی اعتراف کرد که سکه ها رو فروخته بود.ما سکه ها رو خریدیم و برگردوندیم به برادرم و او هم رضایت داد ولی الان از دادگاه احضاریه اومده برای جنبه عمومی جرم اش؟ با توجه به رضایت شاکی و رد مال چه مجازاتی داره ؟ همسرم هیچ سابقه ای نداره و اولین بارش بوده ؟

پاسخ – در صورت رضایت شاکی و رد مال تکلیف مجازات سرقت از جهت جنبه عمومی چیست ؟

  • سرقت تعزیری از جمله جرایم غیرقابل گذشت محسوب میشود به این معنا که با گذشت و رضایت شاکی بعد از وقوع جرم، قرار موقوفی تعقیب صادر نخواهد شد و رسیدگی و تعقیب کیفری همچنان ادامه پیدا خواهد کرد اما ممکن است دادگاه صادر کننده حکم یا در مرحله تعقیب در دادسرا موجبات تخفیف مجازات را فراهم اورد یا بتوان از نهاد های ارفاقی استفاده کرد. 
  • اما قانونگذار در بخش تعزیرات رفتارهایی را برشمرده است که از موجبات تشدید کیفر سارق خواهد شد که یکی از آن موارد به کار بردن کلید ساختگی است یعنی کلید ساختگی کلیدی است که به تقلید و مشابه کلید اصلی ساخته شده و برای سرقت به کار رفته باشد در عین حال هر وسیله ای دیگر هم که برای باز کردن قفل مورد استفاده قرار بگیرد نیز مشمول حکم این ماده است زیرا هدف قانون گذار حمایت از مالکیت اشخاص بوده و به هر وسیله ای که سارق بتواند قفل محل سکونت را باز نماید مشمول حکم قرار میگیرد قانونگذار در ماده ۶۵۱ قانون مجازات اسلامی به شرط جمع هر پنج شرط پنج تا بیست سال حبس در نظر گرفته شده است .
  • در مورد تخفیف مجازات نیز باید گفت که قانونگذار در ماده ۳۷ قانون مجازات اسلامی کیفیات تخفیف مجازات را در نظر گرفته است که با توجه به عنوان دقیق مجرمانه و مجازات قضایی (میزان مجازات اعم از حبس شلاق یا جزای نقدی که قاضی در نظر گرفته است نه مجازات مصرح قانون) تقلیل یا تبدیل اقل و اکثر مجازات را در صورت وجود یک یا چند از جهات تخفیف در ماده ۳۸ قلنون مجازات اسلامی امکان پذیر می نماید.  اولین جهت تخفیف در بند الف ماده ۳۸ گذشت شاکی است که در جرایم غیر قابل گذشت موجب تخفیف مجازات است و در جرایم قابل گذشت موجب صدور قرارموقوفی تعقیب خواهد شد و بند ج هم کوشش متهم برای جبران خسارت های ناشی از جرم است. 
  • علاوه بر نهاد کیفیات مخففه، چون احتمالا جرم در بازه درجه سه تا هشت باشد دادگاه می تواند در صورتیکه جهات تعویق مجازات در ماده ۴۰ قانون مجازات اسلامی وجود داشته باشد تمام یا قسمتی از مجازات را یک تا پنج سال معلق کند. که این امر پس از گذراندن یک سوم مجازات توسط خود متهم یا دادستان یا قاضی اجرای احکام تقدیم به دادگاه صادر کننده حکم قطعی خواهد شد.
  • همچنین پس از گذشت یک سوم محکومیت در جرایم زیر ده سال ، قاضی صادر کننده حکم قطعی می تواند با پیشنهاد دادستان یا قاضی اجرای احکام حکم به ازادی مشروط بدهد که موارد آن در ماده ۵۸ قانون مجازات اسلامی ذکر شده است. 

اطلاع از زمان و نحوه اعمال تخفیف مجازات در جرایم دارای جنبه عمومی 

مستندات قانونی – گذشت شاکی و رد مال در مجازات سرقت

ماده ۶۵۱ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده)
هر گاه سرقت جامع شرایط حد نباشد ولی مقرون به تمام پنج شرط ذیل باشد مرتکب از پنج تا بیست سال حبس و تا (۷۴) ضربه شلاق‌محکوم می‌گردد:
۱ – سرقت در شب واقع شده باشد.
۲ – سارقین دو نفر یا بیشتر باشند.
۳ – یک یا چند نفر از آنها حامل سلاح ظاهر یا مخفی بوده باشند.
۴ – از دیوار بالا رفته یا حرز را شکسته یا کلید ساختگی به کار برده یا اینکه عنوان یا لباس مستخدم دولت را اختیار کرده یا بر خلاف حقیقت خود ‌را مامور دولتی قلمداد کرده یا در جایی که محل سکنی یا مهیا برای سکنی یا توابع آن است سرقت کرده باشند.
۵ – در ضمن سرقت کسی را آزار یا تهدید کرده باشند.
تبصره [الحاقی ۱۳۸۷/۰۸/۲۲]- منظور از سلاح مذکور در این بند موارد ذیل می‌باشد:
۱- انواع اسلحه گرم از قبیل تفنگ و نارنجک.
۲- انواع اسلحه سرد از قبیل قمه، شمشیر، کارد، چاقو و پنجه بوکس.
۳- انواع اسلحه سرد جنگی مشتمل بر کاردهای سنگری متداول در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران یا مشابه آنها و سرنیزه های قابل نصب بر روی تفنگ.
۴- انواع اسلحه شکاری شامل تفنگهای ساچمه زنی، تفنگهای مخصوص بیهوش کردن جانداران و تفنگهای ویژه شکار حیوانات آبزی.

ماده ۶۶۷ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده)
در کلیه موارد سرقت و ربودن اموال مذکور در این فصل دادگاه علاوه بر مجازات تعیین شده سارق یا رباینده را به رد عین و در صورت ‌فقدان عین به رد مثل یا قیمت مال مسروقه یا ربوده شده و جبران خسارت وارده محکوم خواهد نمود.

ماده ۳۷ قانون مجازات اسلامی
[اصلاحی ۱۳۹۹/۰۲/۲۳] – در صورت وجود یک یا چند جهت از جهات تخفیف، دادگاه می‌تواند مجازات تعزیری را به نحوی که به حال متهم مناسب تر باشد به شرح زیر تقلیل دهد یا تبدیل کند:
الف – تقلیل مجازات حبس به میزان یک تا سه درجه در مجازات‌های درجه چهار و بالاتر؛
ب – تقلیل مجازات حبس درجه پنج و درجه شش به میزان یک تا دو درجه یا تبدیل این مجازات و مجازات حبس درجه هفت حسب مورد به جزای نقدی متناسب با همان درجه؛
پ – تبدیل مصادره کل اموال به جزای نقدی درجه یک تا چهار؛
ت – تقلیل انفصال دائم به انفصال موقت به میزان پنج تا پانزده سال؛
ث [الحاقی ۱۳۹۹/۰۲/۲۳] – تقلیل سایر مجازات‌های تعزیری به میزان یک یا دو درجه یا تبدیل آن به مجازات دیگر از همان درجه یا یک درجه پایین تر؛
تبصره [الحاقی ۱۳۹۹/۰۲/۲۳] – چنانچه در اجرای مقررات این ماده یا سایر مقرراتی که به موجب آن مجازات تخفیف می یابد، حکم به حبس کمتر از نود و یک روز صادر شود، به مجازات جایگزین مربوط تبدیل می‌شود.

ماده ۳۸ قانون مجازات اسلامی
جهات تخفیف عبارتند از:
الف- گذشت شاکی یا مدعی خصوصی
ب- همکاری موثر متهم در شناسایی شرکا یا معاونان، تحصیل ادله یا کشف اموال و اشیاء حاصله از جرم یا به کار رفته برای ارتکاب آن
پ- اوضاع و احوال خاص موثر در ارتکاب جرم، از قبیل رفتار یا گفتار تحریک آمیز بزه دیده یا وجود انگیزه شرافتمندانه در ارتکاب جرم
ت- اعلام متهم قبل از تعقیب یا اقرار موثر وی درحین تحقیق و رسیدگی
ث- ندامت، حسن سابقه و یا وضع خاص متهم از قبیل کهولت یا بیماری
ج- کوشش متهم به منظور تخفیف آثار جرم یا اقدام وی برای جبران زیان ناشی از آن
چ- خفیف بودن زیان وارده به بزه دیده یا نتایج زیانبار جرم
ح- مداخله ضعیف شریک یا معاون در وقوع جرم
تبصره ۱- دادگاه مکلف است جهات تخفیف مجازات را در حکم خود قید کند.
تبصره ۲- هرگاه نظیر جهات مندرج در این ماده در مواد خاصی پیشبینی شده باشد، دادگاه نمی‌تواند به موجب همان جهات، مجازات را دوباره تخفیف دهد.

ماده ۴۰ قانون مجازات اسلامی
در جرائم موجب تعزیر درجه شش تا هشت دادگاه می‌تواند پس از احراز مجرمیت متهم با ملاحظه وضعیت فردی، خانوادگی و اجتماعی و سوابق و اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب جرم گردیده است در صورت وجود شرایط زیر صدور حکم را به مدت شش ماه تا دو سال به تعویق اندازد:
الف- وجود جهات تخفیف
ب- پیشبینی اصلاح مرتکب
پ- جبران ضرر و زیان یا برقراری ترتیبات جبران
ت- فقدان سابقه کیفری موثر
تبصره- محکومیت موثر، محکومیتی است که محکوم را به تبع اجرای حکم، براساس ماده(۲۵) این قانون از حقوق اجتماعی محروم می کند.

ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی
در جرائم تعزیری درجه سه تا هشت دادگاه می‌تواند در صورت وجود شرایط مقرر برای تعویق صدور حکم، اجرای تمام یا قسمتی از مجازات را از یک تا پنج سال معلق نماید. دادستان یا قاضی اجرای احکام کیفری نیز پس از اجرای یک سوم مجازات می‌تواند از دادگاه صادرکننده حکم قطعی، تقاضای تعلیق نماید. همچنین محکوم می‌تواند پس از تحمل یک سوم مجازات، در صورت دارا بودن شرایط قانونی، از طریق دادستان یا قاضی اجرای احکام کیفری تقاضای تعلیق نماید.

ماده ۵۸ قانون مجازات اسلامی
در مورد محکومیت به حبس تعزیری، دادگاه صادر کننده حکم می‌تواند در مورد محکومان به حبس بیش از ده سال پس از تحمل نصف و در سایر موارد پس از تحمل یک سوم مدت مجازات به پیشنهاد دادستان یا قاضی اجرای احکام با رعایت شرایط زیر حکم به آزادی مشروط را صادرکند:
الف- محکوم در مدت اجرای مجازات همواره از خود حسن اخلاق و رفتار نشان دهد.
ب- حالات و رفتار محکوم نشان دهد که پس از آزادی، دیگر مرتکب جرمی نمی‌شود.
پ- به تشخیص دادگاه محکوم تا آنجا که استطاعت دارد ضرر و زیان مورد حکم یا مورد موافقت مدعی خصوصی را بپردازد یا قراری برای پرداخت آن ترتیب دهد.
ت- محکوم پیش از آن از آزادی مشروط استفاده نکرده باشد.
انقضای مواعد فوق و همچنین مراتب مذکور در بندهای(الف) و(ب) این ماده پس از گزارش رئیس زندان محل به تایید قاضی اجرای احکام میرسد. قاضی اجرای احکام موظف است مواعد مقرر و وضعیت زندانی را درباره تحقق شرایط مذکور بررسی و در صورت احراز آن، پیشنهاد آزادی مشروط را به دادگاه تقدیم نماید.


پاسخ داده شده توسط کارشناس حقوقی دادگران

راه های ارتباط، مشاوره و اعطای وکالت به وکیل متخصص دعاوی کیفری

با سلام. ماده ۳۵۵ قانون مدنی که مشمول حق فسخ هست برای خریدار در زمین خریداری شده متری ۵ هزار تومان به متری ۵ میلیون تومن رسیده. امکان مطالبه خسارت به نرخ روز مطابق ماده ۳۵۵ قانون مدنی وجود دارد ؟ چون دادگاه بدوی رد دعوا داده برابر ماده ۳۵۵. یعنی تومان به میلیون رسیده تکلیف این خسارت کلان به خریدار چگونه میشود ؟

آیا می شود در صورت کسری متراژ در فرض ماده ۳۵۵ قانون مدنی خسارت هم گرفت ؟

  • ممکن است در عقد بیع، شرط مقدار به عنوان وصف مبیع قرار گیرد و دو طرف به کلیت ملک اهمیت بیشتری دهند و به نوعی معامله را به شرط داشتن مساحت معین واقع سازند، صرفنظر از اینکه هر مقدار از مبیع در مقابل چه مقدار از ثمن قرار می گیرد. در این صورت شرط مورد توافق با اینکه ناظر به مساحت است و باید نمودار مقدار مبیع باشد، اثر شرط صفت دارد یعنی اگر مبیع آن صفت (یعنی مساحت ذکر شده) را دارا نباشد مشروط له حق فسخ دارد و در مثال ماده ۳۵۵ قانون مدنی هر گاه زمین زیاد تر باشد  فروشنده ، و هرگاه کمتر باشد خریدار حق دارد معامله را برهم بزند. 
  • در فرض ماده مذکور :

1- اگر مبیع زیادتر از مقدار معهود در آید نمی توان گفت آن مقدار فروخته نشده و در ملکیت فروشنده باقیست.

2- اگر کاستی هم داشته باشد، نباید از ثمن کاست چرا که مقدار در این فرض وصف ساده است و شرط آن نیز شرط صفت.

  • به بیان دیگر وصف فرعی است که در برابر بخشی از عوض قرار نمی گیرد و  تنها در ایجاد رغبت به معامله موثر است. 
  • البته در انتهای ماده علاوه بر اختیار فسخ که حقی است به نفع متضرر، او نیز می تواند از این اختیار صرف نظر کند و به جای برهم زدن معامله زیاده یا نقیصه را با توافق طرف قرارداد به گونه ای محاسبه کنند و ترتیبی برای صلح بدهند. 

نکته مهم در این مسئله زیان ناشی از فسخ است ؛ در واقع فسخ خود وسیله ای است برای جبران بخشی از زیان های خریدار و استفاده از آن نمی تواند رابطه سببیت بین تقصیر فروشنده و زیان های خریدار را قطع کند. به همین دلیل در صورتی می توان او را به جبران خسارت محکوم کرد که معلوم شود در راه اعلام مقدار به خریدار مرتکب خطایی شده یا حیله ای اندیشیده است.

  • با این وجود باید پذیرفت در مواقعی که مالی فروخته می شود و فروشندگان از صاحبان حرفه و متخصص باشند، اصل این است که فروشنده مقدار آن را می داند مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. 

پاسخ به پرسش مخاطب در خصوص گرفتن خسارت مطابق ماده ۳۵۵ قانون مدنی

♦  در نظر داشته باشید که طبق قاعده کلی در فسخ معاملات باید گفت که عوضین معامله باید با همان وضعیت به صاحبان سابق خود بازگردد مثلا اگر یک خانه ای به مبلغ ۳۰۰ میلیون تومان در سال ۱۳۹۵ فروخته شده است و در سال ۱۴۰۳ معامله فسخ شود باید همان خانه به فروشنده مسترد شود و همان ۳۰۰ میلیون به خریدار ؛ اما این حکم دور از عدالت و انصاف و یکی از مواردی است که با توجه به تورم شدید موجود، مقررات قانون مدنی به هیچ عنوان خسارت وارده به خریدار را جبران نمی نماید. 

♦   با توجه به اینکه به موجب رای وحدت رویه ۷۳۳ صادره از هیات عمومی دیوان عالی کشور، در خصوص چگونگی جبران خسارات وارده به خریدار در معاملات فضولی و رای وحدت رویه ۸۱۱ در خصوص جبران خسارت ناشی از مستحق للغیردرآمدن مبیع، امکان جبران خسارت خریدار و پرداخت ثمن به قیمت ارزش روز مورد معامله پذیرفته شده است، امکان اعمال معیار مذکور در سایر اسباب انحلال قرارداد به ویژه فسخ که با معاملات فضولی مبنای یکسانی دارد و در هر دو مورد، خریدار متضرر شده است وجود دارد و با مبانی مسئولیت قراردادی نیز سازگار می باشد و می تواند بستری برای جبران خسارت ناشی از کاهش ارزش ثمن فراهم آورد, به ویژه اینکه قانون پیش فروش ساختمان نیز, این موضوع را پذیرفته است.

ارتباط با وکیل پایه یک دادگستری و متخصص دعاوی حقوقی – 88019243

مستندات قانونی – مطالبه خسارت به نرخ روز

ماده ۳۵۵ قانون مدنی 
اگر ملکی بشرط داشتن مساحت معین فروخته شده باشد و بعد معلوم شود که کمتر از آن مقدار است مشتری حق فسخ معامله را خواهد داشت واگر معلوم شود که بیشتر است بایع می تواند آن را فسخ کند مگر اینکه در هر دو صورت طرفین به محاسبه زیاده یا نقیصه تراضی نمایند.
ماده ۳۸۵ قانون مدنی 
اگر مبیع از قبیل خانه یا فرش باشد که تجزیه آن بدون ضرر ممکن نمی شود و به شرط بودن فروخته شده ولی در حین تسلیم کمتر یا بیشتر در آید در صورت اولی مشتری و در صورت دوم بایع حق فسخ خواهد داشت. 

ماده ۳۸۶ قانون مدنی 

اگر در مورد دو ماده قبل معامله فسخ شود بایع باید علاوه بر ثمن مخارج معامله و مصارف متعارف را که مشتری نموده است بدهد.


پاسخ داده شده توسط کارشناس حقوقی ما

 طلب خسارت بابت کسری مساحت خرید ملک


با سلام. ۳ دانگ خانه ی پدری بنام مادرمان هست. مادر اقدام کرد که‌ سهم خود را به‌ نام‌ دختران به صورت انتقال با سند عادی منتقل کند. ولی مبایعه نامه قبلی خود مادرم را برادرم برداشته تا مادرم چنین کاری نکند . البته خانه قولنامه ای هست سند تک برگ نداره. آیا راه قانونی وجود دارد که این انتقال انجام بگیرد ؟ در واقع سوال من این است که بدون وجود مبایعه نامه قبلی که بنام خود مادرم بوده، آیا انتقال با سند عادی ممکن است ؟

 معاملات ملک با سند عادی (مبایعه نامه – قولنامه)

انتقال با سند عادی و بررسی ضرورت وجود مبایعه نامه قبلی حین انتقال 

  • طبق قواعد عمومی قراردادها عقود با ایجاب و قبول واقع می شوند و اصولا تشریفات دیگری برای اینکار نیاز نیست.
  • همچنین عقد با قصد جدی انشاییی که دلالت بر قصد ایجاد عقد می کند واقع خواهد شد. حتی قانون گذار قصد را بسیار توسعه داده است و هر عملی را که مبین قصد و رضا باشد ، انشا معامله می داند. 
  • در عرف جامعه ایران، قراردادهای شفاهی به گونه ای هستند که طرفین چیزی را روی کاغذ امضا نمی کنند. به این صورت که تنها یک جلسه می گذارند و صحبت می کنند و زمانی که به توافق رسیدند با یکدیگر معامله میکنند. اما هیچ کدام از توافقات را مکتوب نمی کنند.
  • مشکل اصلی جایی اتفاق می افتد که تعهدی در قرارداد انجام نمی شود و افراد نمی توانند به منبعی استناد کنند و الزام یا فسخ تعهد خود را انجام دهند یا نمی توانند اصل قرارداد را اثبات کنند.
  • در این مواقع طرف دیگر قرارداد می تواند در صورت فقدان مبایعه نامه، به اسناد واریزی خود تکیه کند.
  • همچنین اگر معامله در حضور شاهد یا مطلع انجام گرفته باشد می توان از آنها نیز برای ادای شهادت در دادگاه تقاضای حضور نمود.
  • این موارد در مجموع به وقوع معامله میان طرفین کمک می کند.

پاسخ به پرسش مخاطب در خصوص ضرورت وجود مبایعه نامه قبلی در انتقال ملک

♦  در پاسخ به سوال شما مبنی بر ضرورت وجود مبایعه نامه قبلی جهت انتقال به شخص یا اشخاص دیگر باید گفت ، خیر برای انجام اینکار نیازی به وجود مبایعه نامه قبلی نیست.

♦  با توجه به اینکه در متن سوال گفته شده است که ملک فاقد سابقه ثبتی و سند مالکیت می باشد احتمالا ملک مورد اشاره در روستا واقع شده است، توصیه می کنیم جهت اعتبار بخشیدن به این انتقال این انتقال در حضور دهیار یا شورای روستا و شهود صورت بپذیرد و تاییدیه از این جهت وجود داشته باشد.

ارتباط با وکیل پایه یک دادگستری متخصص املاک و قراردادها  – 88019243

مستندات قانونی – انتقال ملک با سند عادی

ماده ۱۹۲ قانون مدنی

در مواردیکه برای طرفین یا یکی از آنها تلفّظ ممکننباشد اشاره که مُبیّن قصد و رضا باشد کافی خواهد بود.
ماده ۱۹۳ قانون مدنی

انشاء معامله ممکن است بوسیله عملی که مبیّن قصد ورضا باشد مثل قبض و اقباض حاصل گردد مگر در مواردی که قانوناستثناء‌ کرده باشد.
ماده ۱۹۴ قانون مدنی

الفاظ و اشارات و اعمال دیگر که متعاملین بوسیله آنانشاء معامله مینمایند باید موافق باشد بنحویکه احد طرفین همانعقدی را‌ قبول کند که طرف دیگر قصد انشاء آنرا داشته است و الّامعامله باطل خواهد بود.
ماده ۱۸۵ قانون مدنی

عقد لازم آنست که هیچ یک از طرفین معامله حق فسخ آنرا نداشته باشد مگر در موارد معینه.
ماده ۱۸۶ قانون مدنی

عقد جایز آنست که هر یک از طرفین بتواند هر وقتیبخواهد فسخ کند.
ماده ۲۲۴ قانون مدنی

الفاظ عقود محمول است بر معانی عُرفیه.


پاسخ داده شده توسط کارشناس حقوقی ما

 فروش ملک مشاع بدون رضایت سایر وراث


با سلام. من قبل از عید یک ماشین خریدم و پولش را تمام و کمال پرداخت کردم چون طرف آشنا بود، حالا بعد از سه ماه ایشان وکالت تعویض پلاک به من نمیده و خودش هم با من به مرکز شماره گذاری نمیاد و تهدید هم می‌کنه که پولت رو بهت پس نمیدم و ماشین رو هم ازت پس میگیرم،یک مبایعه نامه و قرارداد هم نوشته شده که مشخص می کنه ماشین رو من خریدم و تا برج ۴ تعویض پلاک باید انجام بدم. اما وکالت تعویض پلاک نمیده. الان نحوه الزام فروشنده خودرو به تعویض پلاک و تنظیم سند مالکیت به چه شکل است؟ آیا واقعا می تونه ماشین رو از من پس بگیره ؟

 الزام خریدار خودرو به فک و پس گرفتن پلاک

چگونه می توانم فروشنده خودرو را اجبار و الزام به تعویض پلاک کنم ؟

  • در باب قواعد عمومی قراردادها، بحثی تحت عنوان اصل لزوم قراردادی وجود دارد به این معنا که طرفین قرارداد ملزم به اجرای تعهدات خود هستند. از طرفی نیز شروط ضمن عقد قراردادی که به تبعیت از تعهدات عقد اصلی نیز لازم الاتباع خواهند بود. (قاعده تبعیت الشروط من العقد) .
  • برخی از عقود از جمله عقود لازم هیچ یک از طرفین قرارداد حق برهم زدن آن را ندارند مگر با اختیار قانونی یا اقاله (توافق در بر هم زدن قرارداد).
  • ممکن است در ضمن عقود دو نوع شرط درج شود :

1- اول شرط نتیجه که به نفس اشتراط نتیجه شرط حاصل خواهد شد مثل وکالت در انجام کاری که همین که عقد محقق شد مشروط له وکیل در انجام کار معهود خواهد شد. 
2- دوم شرط فعل که یک تعهدی بر مشروط علیه ایجاد می شود و او باید این فعل یا ترک فعل رادار آینده انجام بدهد مثل تعهد کند که پس از عقد مشروط له را وکیل در فعل معهود بکند. پس در حالت دوم می توان شخص را الزام به انجام تعهد خود کرد و باید وی را ملزم به انعقاد عقد وکالت کرد. 

پاسخ به پرسش مخاطب در خصوص الزام فروشنده به فک پلام و تنظیم سند

♦  آن طور که از صورت سوال جنابعالی پیدا فقط ضمن عقد یک تعهدی طی یک مدت مضبوط برای تعویض پلاک انجام شده است و حرفی از وکالت در تعویض پلاک به میان نیامده است پس نمی توان وی را ملزم به اعطای وکالت برای تعویض پلاک کرد اما می توان وی را بالاصاله ملزم به تنظیم سند رسمی کرد .

♦  پس راهکار قانونی برای شما تقدیم دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی است؛ و دادگاه وی را ملزم به تنظیم سند رسمی برگ سبز خودرو در مراکز تعویض پلاک خواهد کرد اگر باز هم ایشان سرباز زد دادگاه راسا اقدام به این کار خواهد کرد. 

 اجبار و الزام خریدار ماشین به پرداخت وجه معامله

مستندات قانونی – الزام به تنظیم سند خودرو و تعویض پلاک

ماده ۱۹۸ قانون مدنی 

ممکن است طرفین یا یکی ازآنهابه وکالت ازغیراقدام بنمایدونیزممکن است که یکنفربه وکالت ازطرف متعاملین این اقدام رابه عمل آورد.
ماده۲۱۹ قانون مدنی 

عقودی که برطبق قانون واقع شده باشدبین متعاملین وقائم مقام آنهالازم الاتباع است مگراینکه به رضای طرفین اقاله یابعلت قانونی فسخ شود.

 ماده ۲۲۰ قانون مدنی
عقودنه فقط متعاملین رابه اجرای چیزی که درآن تصریح شده است ملزم می نمایدبلکه متعاملین به کلیه نتایجی هم که بموجب عرف وعادت یابه موجب قانون ازعقدحاصل می شودملزم می باشند.

ماده ۲۳۶ قانون مدنی

شرط نتیجه در صورتی که حصول آن نتیجه موقوف به سبب خاصی نباشدآن نتیجه به نفس اشتراط حاصل می شود .

 ماده ۲۳۷ قانون مدنی

هرگاه شرط در ضمن عقد شرط فعل باشد اثباتا یا نفیا کسی که ملتزم به انجام شرط شده است باید آن را بجا بیاورد و در صورت تخلف طرف معامله می تواند به حاکم رجوع نماید تقاضای اجبار به وفاء شرط بنماید .

جهت ارتباط با وکیل پایه یک دادگستری کلیک کنید  – 88019243


با سلام. خواستم بپرسم پدرم حدود چند سال پیش ضربه مغزی شده و ماهیانه حدود نیم کیلو تریاک می‌کشه که تسکین روحیه بدهد و شب ها سرمست میشه و حرکات و صداهای غیرعادی از خودش درمیاره و برادر بزرگم از این فرصت سو استفاده کرده و دارد تمام مال و اموال اش را صاحب میشه.آیا میشود حکم حجر بدلیل مصرف مستمر و زیاد تریاک را گرفت و اموال پدرم بین بچه ها تقسیم شود؟

آیا معاملات مجنون ادواری به دلیل حجر قابل ابطال است ؟ 

آیا می توانم حکم حجر پدرم را که به طور افراطی تریاک مصرف می کند را بگیرم ؟

  • اصل بر این است که افراد پس از رسیدن به سن بلوغ دارای اهلیت هستند و حجر افراد امری استثنایی است و کسی که مدعی حجر است و ادعا دارد که در زمان معامله یا هر عمل یا واقعه حقوقی محجور بوده و از اهلیت برخوردار نبوده باید ثابت کند. 
  • جنون در مقابل عقل قرار می‌گیرد و منظور از عقل قوای دماغی شخص سالم است و کسی که فاقد قوه عقل باشد و مبتلا به اختلال در قوای دماغی باشد مجنون نامیده می شود و تشخیص این امر یک مفهوم عرفی و پزشکی است و در این زمینه دادرس نظر روان پزشک را جویا خواهد شد البته که جنون بر دو نوع است : جنون ادواری (گاهی در حالت افاقه گاهی در حالت جنون) و جنون دائمی و همیشگی . اگر شخص جنون ادواری داشته باشد اصل بر این است که شخص همیشه زوال عقل دارد و گاهی در حالت افاقه است و کسی که مدعی افاقه است باید ثابت کند. چرا که طبق ماده ۲۲۳ قانون مدنی باید محمول بر صحت بدانیم اما چون قبلا سابقه جنون در فرد وجود داشته است پس اصل بقا ماکان جاری است و جنون سابق جاری است. 
  • اما در اینکه شخص عاقل است یا مجنون ، اصل صحت جاری است و شخص عاقل محسوب می‌شود و مدعی حجر باید اثبات کند. 
  • چون معاملات مجنون فاقد قوه درک و تشخیص است و نمی تواند قصد انشا حقوقی داشته باشد کلیه معاملات او باطل خواهد بود. هرگاه جنون کسی از طریق قضایی احراز شد و دادگاه کسی را مجنون شناخت معاملات او باطل تلقی خواهد شد.

نکته مهم در خصوص تاثیر مواد مخدر و تریاک بر سلامتی روان این است که اصولاً صرف مصرف مواد مخدر در هیچ کجا دلیل حجر دانسته نشده اما در زمان نشئگی و سرخوشی ناشی از مصرف مواد بی تردید فرد صلاحیت تصمیم گیری در خصوص امور مالی خود را ندارد ، همچنین بعضی از مواد مخدر در طول زمان بر عملکرد ذهن تاثیر گذاشته و فرد را دچار توهماتی می نمایند که امکان دارد صلاحیت تشخیص خوب و بد و سود و زیان را از وی بگیرد و لذا امکان محجور دانستن فرد مصرف کننده مواد مخدر منتفی نیست.

پاسخ به پرسش مخاطب در خصوص گرفتن حکم حجر بدلیل مصرف مواد مخدر

♦  در پاسخ به پرسش شما در خصوص امکان گرفتن حکم حجر پدرتان بدلیل مصرف زیاد تریاک به شما پیشنهاد می شود برای جلوگیری از سوء استفاده از وضعیت نابسامان پدر به زودی با یک وکیل دادگستری مشورت کرده و دادخواستی تحت عنوان اعلام حجر پدر و بلا اثر بودن اهلیت استیفا انجام دهید.

♦  طرق اثبات جنون و حجر در زمان انجام معامله بسیار حساس و دقیق است و نیاز به دانش و اطلاعات حقوقی دارد. این مسئله حتما باید در پزشکی قانونی تایید شود و پزشک با بررسی وضعیت پدر و اعلام زمان ایجاد اختلال در قوای دماغی پرونده را به دادگاه رسیده کننده حکم ارجاع می دهد و در صورت موفقیت در اثبات حجر پدرتان امکان ابطال معاملات وی را خواهید داشت.

مستندات قانونی – گرفتن حکم حجر فرد معتاد

ماده ۱۲۱۱ قانون مدنی
جنون به هر درجه که باشد موجب حجر است.
ماده ۱۲۱۳ قانون مدنی
مجنون دائمی مطلقاً و مجنون ادواری در حال جنون نمیتواند هیچ تصرفی در اموال و حقوق مالی خود بنماید ولو با اجازه ولی یا قیم خود لکن اعمال حقوقی که مجنون ادواری در حال افاقه مینماید نافذ است مشروط بر اینکه افاقه او مسلم باشد.
ماده ۲۲۳ قانون مدنی
هر معامله که واقع شده باشد محمول بر صحت است مگر اینکه فساد آن معلوم شود.

جهت ارتباط با وکیل پایه یک دادگستری کلیک کنید  – 88019243